
امام رضا(علیه السلام)چرا اسم خانم عروس نخوندی؟
یکشنبه 95/09/14
یکی از معجزات امام رضا علیه السلام که اخیرا اتفاق افتاده است: یک عروس و داماد تهرانی که تازه عروسی میکنند تصمیم میگیرند بنا به اسرار آقا داماد بیایند مشهد ولی عروس خانم با این شرط حاظر میشه بیاد مشهد که فقط برن تفریح و دیدن طرقبه و شاندیز و اصلا داخل حرم نروند و زیارت نکنند. درست چند روزی هم که مشهد بودند را با تفریح و بازار و خرید گذراندند تا اینکه روز آخر شد و چمدانهایشان را
- داخل ماشینشان گذاشتند و از هتل خارج شدند. وقتی به میدان پانزده خرداد یا به قول مشهدی ها میدان ضد رسیدند آقا داماد وقتی گنبد و گلدسته آقا رو دید ماشین را نگه داشت و سلامی به آقا داد و مشغول دعا بود که عروس خانم هم دستشو از ماشین بیرون آورد به تمسخر گفت: امام رضا بای بای،خیلی مشهد خوش گذشت؛بای بای داماد ماشین را روشن کرد از مشهد خارج شدند،توی راه بودند که عروس خانم خوابش برد،تقریبا نزدیک ظهر بود و چند کیلومتری داشتند تا برسند به نیشابور که ناگهان عروس گریه کنان از خواب پرید و زار زار گریه میکرد، از شوهرش پرسید که الان به کجا رسیدند؟ شوهرش هم جواب داد نزدیک نیشابور هستیم؛ عروس هم در حالی که گریه میکرد و رنگ پریده گفت برگردیم مشهد داماد هرچی اصرار کرد که چرا؟ ما صبح مشهد بودیم واسه چی برگردیم عزیزم؟ عروس گفت : فقط برگردیم مشهد برگشتند به مشهد و وقتی رسیدند به نزدیک حرم؛عروس اصرار کرد که بروند حرم ؛داماد با ادب هم اطاعت کرد ولی با اصرار فراوان دلیل گریه و اصرار برگشتن و حرم رفتن را از خانمش جویا شد که عروس خانم اینطور جواب داد : وقتی در ماشین خواب بودم،خواب دیدم که داخل حرم ،امام رضا ایستاده و یکی از خادمها هم داره اسامی زایرین را برایشان میخوانند و امام رضا هم تایید میکند و برای زوارش مهر تایید میزنن تا اینکه امام رضا گفتند که پس چرا اسم این خانم(عروس)را نخواندی؟ خادم هم جواب داد که آقاجان ایشان این چند روزی که مشهد آمده بودند به زیارت شما نیامده و اعتنایی به حرم و زیارت شما نداشتند آقا امام رضا علیه السلام جواب داد که اسم ایشان را هم داخل لیست زایرین ما بنویسید؛ این خانم وقت رفتن و خروج از مشهد از من خداحافظی کردند و تشکر کردند پس ایشان هم زایر ما بودند.

خواب حضرت آیت الله مرعشی نجفی درباره شعر جناب شهریار
یکشنبه 95/09/14
مرحوم آیت اللّه مرعشی نجفی شبی در خواب، خود را در مسجد کوفه می بیند در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام و جمعی دیگر در آن جا حاضر بودند.
طبق دستور حضرت، شعرای اهل بیت علیهم السلام اعم از عرب و فارس را می آورند و امام علیه السلام سراغ شهریار را می گیرند.
شهریار هم می آید و شعر «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را» تا آخر را می خواند…
فردای آن شب آیت اللّه مرعشی نجفی از دوستانش می پرسد: «شهریار شاعر کیست؟» و پس از آگاهی از وجود او در #تبریز، او را به قم دعوت می کند.
بعد از آمدن شهریار، می بیند که او همان شخصی است که در خواب دیده است. از او می پرسد: این شعر علی ای همای رحمت را کی ساخته ای؟
او با تعجّب می پرسد: شما از کجا خبر دارید؟ من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره اش با کسی صحبت کرده ام ⁉️
آیت اللّه مرعشی نجفی خوابش را برای او تعریف می کند. وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را می گوید، معلوم می شود که هم زمان با ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده، آیت اللّه مرعشی آن خواب را دیده است.
همراه با عالمان شیعه| حجره فقاهت

دو گروه کمر را شکستن:
یکشنبه 95/09/14
الإمامُ عليٌّ عليه السلام: قَصَمَ ظَهري عالِمٌ مُتَهَتِّكٌ، وجاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ ، فالجاهِلُ يَغُشُّ النّاسَ بِتَنَسُّكِهِ ، والعالِمُ يُنَفِّرُهُم بِتَهَتُّكِهِ. دو گروه، کمر مرا شکستند؛ دانشمند بی شرم و حیا و پرده در ، و نادان مقدس مآب زاهدنما، نادان با تزهد خود و تظاهر به پارسایی مردم را فریب می دهد، و عالم دریده و بی پروا، با پرده دری خود انسان ها را از دین و مذهب گریزان می کند. (منية المريد : ۱۸۱ )

خاطره از همکاران شهیدمدافع حرم(سردارشهید حسین علیخانی)
شنبه 95/09/13
آنچنان روح بلند و بزرگی داشت که خیلی از کارهای مباحی را که ما با اکراه انجام میدهیم و یا هیچوقت دل و درون انجام آن را نداریم،در کمال آرامش روح و روان و با اشتیاق انجام میداد و این کارها را نه برای ریا بلکه برای درس دادن به دوستان صمیمی در جهت غلبه بر نفسانیات انجام میداد . به عنوان مثال یکی از این رفتارها گاها خوردن غذای نیم خورده دوستان همکار در محل کار بود ، در مقابل صحبت ما که «« شما چطور دلتان می آید این غذا را بخورید؟ »» ایشان میگفتند که دوستان همکار همه مؤمن هستند و هیچکدام هم بیماری واگیر ندارند پس بنده دلیلی برای کراهت در خوردن این غذا نمیبینم. »» خاطره مربوط به دهه 70 می باشد. »» شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات

خاطره از همکاران شهیدمدافع حرم(سردارشهیدحسین علیخانی)
شنبه 95/09/13
آنچنان روح بلند و بزرگی داشت که خیلی از کارهای مباحی را که ما با اکراه انجام میدهیم و یا هیچوقت دل و درون انجام آن را نداریم،در کمال آرامش روح و روان و با اشتیاق انجام میداد و این کارها را نه برای ریا بلکه برای درس دادن به دوستان صمیمی در جهت غلبه بر نفسانیات انجام میداد .
به عنوان مثال یکی از این رفتارها گاها خوردن غذای نیم خورده دوستان همکار در محل کار بود ، در مقابل صحبت ما که «« شما چطور دلتان می آید این غذا را بخورید؟ »» ایشان میگفتند که دوستان همکار همه مؤمن هستند و هیچکدام هم بیماری واگیر ندارند پس بنده دلیلی برای کراهت در خوردن این غذا نمیبینم.
»» خاطره مربوط به دهه 70 می باشد. »»
شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات

خاطره از همکاران شهید مدافع حرم(شهید حسین علیخانی)
شنبه 95/09/13
آنچنان روح بلند و بزرگی داشت که خیلی ازکارهای مباحی را که ما با اکراه انجام میدهیم و یا هیچوقت دل و درون انجام آن را نداریم،در کمال آرامش روح و روان و با اشتیاق انجام میداد و این کارها را نه برای ریا بلکه برای درس دادن به دوستان صمیمی در جهت غلبه بر نفسانیات انجام میداد .
به عنوان مثال یکی از این رفتارها گاها خوردن غذای نیم خورده دوستان همکار در محل کار بود ، در مقابل صحبت ما که «« شما چطور دلتان می آید این غذا را بخورید؟ »» ایشان میگفتند که دوستان همکار همه مؤمن هستند و هیچکدام هم بیماری واگیر ندارند پس بنده دلیلی برای کراهت در خوردن این غذا نمیبینم.
»» خاطره مربوط به دهه 70 می باشد. »
شادی روح شهدای مدافع حرم صلوات

تا به حال وصف خطبه233حضرت امیر(علیه السلام)را خونده ای؟
شنبه 95/09/13
خدا شما را رحمت كند، بدانيد كه همانا شما در روزگاري هستيد كه گوينده حق اندك، و زبان از راستگويي عاجز، و حق طلبان بي ارزشند، مردم گرفتار گناه، و به سازشكاري هم داستانند، جوانشان بداخلاق، و پيرانشان گناهكار، و عالمشان دورو، و نزديكشان سودجويند، نه خردسالانشان بزرگان را حرمت مي نهند و نه توانگرانشان دست مستمندان را مي گيرند. ((خطبه ٢٣٣ نهج البلاغه)

آیا فقط پاک بودن دل کافی هست؟
شنبه 95/09/13
آيت الله مجتهدی : بعضی ها ميگن: بابا دلت پاک باشد! جواب از قرآن: آنکس که تو را خلق کرده است ، اگر فقط دل پاک کافی بود فقط می گفت:آمنوا] در حالیکه گفته : [آمَنوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات] یعنی هم دلت پاک باشد ، هم کارت درست باشد . اگر تخمه کدو را بشکنی و مغزش را بکاری سبز نمی شود . پوستش را هم بکاری سبز نمیشود . مغز و پوست باید با هم باشد . هم دل ؛ هم عمل.

فضیلت ماه ربیع الاول
جمعه 95/09/12
ربیع الاول در بین شیعیان به ماه شادی و سُرور معروف است. میلاد پیامبر اکرم(ص)، امام صادق(ع) و آغاز امامت حضرت مهدی(عج) در این ماه واقع شدهاند. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات مینویسد: «اين ماه همانگونه كه از اسم آن پيداست بهار ماهها است، بجهت اينكه آثار رحمت خداوند در آن هويداست. در اين ماه #ذخاير بركات خداوند و نورهاى زيبايى او بر زمين فرود آمده است. زيرا ميلاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اين ماه است و مىتوان ادعا كرد از اول آفرينش زمين رحمتى مانند آن بر زمين فرود نيامده است زيرا برترى اين رحمت بر ساير رحمتهاى الهى مانند برترى رسول خدا بر ساير مخلوقات است.

حدیث مهدوی
جمعه 95/09/12
امام على (علیه السلام) : ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلَی دینِهِ وَ لَم یَقسُ قَلبُهُ لِطولِ أمَدِ غَیبَةِ إمامِهِ فَهو مَعی فی دَرَجَتی یَومَ القیامَة بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا در دین خود ثابت مانده و به خاطر طول مدت غیبت منکرش نشوند، روز قیامت با من هم درجه خواهند بود. بحارالانوار(ط-بیروت) ج51 ص109